كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

110

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

ابلاغ پيامبرى نداشت و بلافاصله با هيجان فرياد كشيد : مقدّسا ، مقدسا . « اگر حرفهاى تو راست باشد بزرگ‌ترين ناموس كه بر موسى ( ع ) ظاهر گرديد بر او هم ظاهر گرديده است . » 26 مدتى بعد ، وقتى ورقه محمد ( ص ) را در كعبه ملاقات نمود به سوى او دويد و پيشانى پيامبر يكتاپرست جديد را بوسيد . حال اجازه دهيد قدرى در اين تجربه محمد ( ص ) تامل كنيم . نمىخواهيم ، يكطرفه ، اين پديده طبيعى را يك هيسترى ( مرض روانى ) يا اعتقادى شيطانى يا جنّى شدن بناميم . در تمام اديان ، الهام ، شكل پسنديده‌اى از اشراف بر واقعيات درون است ، چه از ديدگاه هنر و چه از منظر دين . شعر يا پيام به نظر مىرسد كه با خالق خود به طرز نامرئى صحبت كرده و اعلام وجود مىنمايد . همچنين خالق يك شعر يا يك تفكر نيز احساس مىكند كه از جائى نامرئى به او الهام گرديده است ، جائى كه وجود مستقلى در جهان خلقت داراست . مشهورترين شاهد ما بر اين مدعى داستان ارشميدس است كه وقتى در حوض آب گرم حمام استراحت مىكرد ناگهان بيرون پريد و فرياد زد : يافتم ، يافتم . گوئى هنگام استراحت مغز او در حالت گيرندگى بهترى قرار داشته و توانسته بود نيروى مستقلى را خارج از ذهن او جذب نمايد . تمامى افكار خلاق و با خلوص از يك نظر الهامى الهى هستند . براى خلق آنها شما بايد به درون دنياى تاريك واقعيت‌هاى آفريده نشده پريد . اگر به الهام با اين منظر نگاه كنيم ، ديگر آن را به معناى ردّ كردن دلايل عقلانى نمىبينيم ، بلكه سرعت بخشيدن به رهائى عقلى است كه در جائى نامرئى اسير شده است ، و ما به آنها بدون آمادگى قبلى اجازه جهش مىدهيم . بنابراين ، با دريافت الهام ، راه‌حل مسأله بدون تلاش زياد يا داشتن آمادگىهاى منطقى به دست مىآيد . يك مبتكر خلاق هميشه از يك دنياى كشف نشده و همانند قهرمانان افسانه‌هاى باستان باز مىگردد ، درست مانند آنكه چيزى را از خدايان باستان دزديده و براى بشريت به ارمغان آورده است پس ، با اين ديدگاه ، مىتوانيم الهامات دينى را هم در اين رديف توجيه نمائيم . شاعرى كه در هنگام خواندن اشعار خود به حالت خلسه فرو رفته و بىقرار مىگردد ، در حقيقت به نداى درون خود گوش فرا مىدهد . در اين حالت او نقش واسطه با عالم ماوراء الطبيعه را بازى مىنمايد و ندانسته پيام‌آور خدايان گرديده است . در جامعه كوچك مكّه هوشمندى مردمان يكسان به نظر مىرسيد ، و اگر